تبليغاتX
ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

eshgheyasin

عاشق

eshgheyasin

http://eshgheyasin.blogfa.com

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
به نام انکه عشق را در نگاه و اشک را در انتظار افرید.

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

به نام انکه عشق را در نگاه و اشک را در انتظار افرید.
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  دل نوشته
مرتبط با : نوشته های خودم(یاسین)مرتضی
ارسال شده در: سه شنبه سوم مهر 1386

 

پاییز

 

 

سلام به همه ی دوستای خوبم

پاییز اومد دوباره

فصل هر چی عاشقه

دلشکسته تو

دنیاست.

امیدوارم که هیچ موقع دلشکسته

وسر خورده

نشینو امیدوار

به زندگی ادامه بدین.

من که اینجوری هستم چون

عشقم رو واسه همیشه دارم.

اینم از اپ جدیدم.

عزیز جونم منتظرم بیای و وب

خودت رو ببینی.

ممنون از همه ی شما دوستای گلم.

یا علی مدد. 

نوشته شده توسط عاشق ,

  عاشق راز
مرتبط با : شعر
ارسال شده در: سه شنبه سوم مهر 1386

ای که نا دیده رخت عاشق زارم کردی

تیردر چشم نهادی وشکارم کردی

خنده زد چشم تو بر اشک من خسته زار

با همان خنده خود خوب خمارم کردی

مدت دیدن تو لحظه ای وانی بود

در همان مدت کوته تو دچارم کردی

من خزان بودم وافسرده دل وبی امید

ان تو بودی که به یکباره بهارم کردی

همه دارایی من از دوجهان عشق تو بود

شکرحق کز دوجهان عشق نثارم کردی

در قمار غم عشقت قلب من بازیچه بود

عاقبت بردی و دلباخته شاد قمارم کردی

نوشته شده توسط عاشق ,

  گدایی
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: سه شنبه سوم مهر 1386

پای من و عشق تو همین است رهایی

سخت است برای من و دل از تو جدایی

هر چند سر افکنده و سر خورده ترینم

این سنگ به سرخورده به ازبی سروپایی

عمریست شکستی دل و ویرانه شدی باز

جز بوف در این خانه ندیدیم خدایی

چون عاطفه بی بر شدودلها همه پژمرد

ای قلب به خون خفته چرا در بر مایی

افسوس که سهم من ازاین سعی سراب است

تا مروه دویدیم به امید صفایی

پا در گل و دست طلبت باز دراز است

مهرزاد از این ره مکن از عشق گدایی

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  اشک و غرور
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: سه شنبه سوم مهر 1386
 
 
 
چه مغرورانه اشك ریختیم ...
 
     چه مغرورانه سكوت كردیم ...
 
          چه مغرورانه التماس كردیم ...
 
              چه مغرورانه از هم گریختیم ...
 
 غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند ...
 
        هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم
 
             و هدیه خداوند را از هم پنهان کردیم

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  پازل
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: یکشنبه یکم مهر 1386

گلای خشک تو گلدون

            اونایی که ریختی بیرون

گفتی بی جونن و خسته

            یادگار عاشقم بود

عکسای کهنه و داغون

            اونایی که ریختی بیرون

گفتی تارن و شکسته

            مال یار سابقم بود

آخه من یه عمره تنهام

            همه چیم خالی و سرده

بگو از عشق چی می دونی؟

           زندگی با تو چه کرده؟

تو و اون عروسکا و قصه ی تلخ یه بازی

           من که پازل تو نیستم،اومدی چی رو بسازی؟

نامه هایی از دل وجون

           همه امضا شده با خون

اونایی که ریختی بیرون

          مال چشمای ترم بود

منو هم می ذاری بیرون

          وقتی بازی هات تموم شد

نمی خوام با تو بمونم

          دیگه بار آخرم بود...   

        

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  کاش کنارم بود . . .
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: یکشنبه یکم مهر 1386
                               

                                                    

کاش کنارم بود...

کاش کنارم بود،تا با هم به کنار دریای صاف و آبی و آفتابی

می رفتیم و به امواج زیبا و آرام دریا که به نرمی به ساحل مشت

می کوبند،خیره می شدیم...

کاش کنارم بود تا او را به جایی می بردم که هیچ کس نباشد

و با تمام وجود به او می گفتم:

دوستت دارم...

کاش با من بود

تا در اتاقی آرام ،شمعی روشن می کردم

و به او شاخه ای گل سرخ می دادم

و عشقم را به او ثابت می کردم...

کاش کنارم بود تا برایش اشک می ریختم و با او درد و دل می کردم؛

او هم موهای مرا با آن دست های مهربانش نوازش می کرد

و من در آغوش گرم و آرامش پنهان می شدم ...

کاش کنارم بود تا به او می گفتم که

چقدر برای بودن یک لحظه با او،

پنهانی اشک ریخته ام و با خدا راز و نیاز کرده ام...

کاش کاش کاش...

دلم می خواهد فریاد بزنم:

ای عاشقان دنیا!هیچ کس به اندازه ی من عاشق نیست ؛

فاصله ها!از سر راه من کنار بروید!

بگذارید برای یک دقیقه هم که شده،من در آغوش

گرم و مهربانش باشم ...

فاصله ها!کنار بروید!

می خواهم او را ببینم..عشق

نوشته شده توسط عاشق ,

  اشنایی
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: یکشنبه یکم مهر 1386

 

روزی  که با تو اشنا شدم

روزخوشبختی و شادی من بود

ان روز که قلب کوچکم برای تو می تپید

مانند دل پروانه ای کوچک که برای گل سرخ زیبایی می تپد

عشقی که پاک است

بی هیچ سیاهی

همچون بال کبوتر سفید

عشقی که انتها ندارد

گرمای وجودت را در همه جا حس میکنم

ای کاش میشد دستان گرمت را بگیرم

تا با گرمای این عشق زندگی کنم

ای کاش می توانستم

بگویم به اندازه دنیا دوستت دارم

اما اندازه دنیا نیز برای عشق من به تو باز هم کم است          

من عاشقی هستم که با شنیدن صدای زیبای تو جان میگیرم

پس با من حرف بزن تا به عشق صدای زیبایت زنده باشم

ای کاش تو این عشق را می فهمیدی

اما هرگز نمی توانی عمق ان را درک کنی

چون هر روز عاشق تر میشوم

و عشقم عمیق تر

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  برای تو
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: یکشنبه یکم مهر 1386

 

 

 

برای تو می نویسم........
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است....

برای تويی كه قلبت پـاك است...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است

نوشته شده توسط عاشق ,

  نامه
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: یکشنبه یکم مهر 1386

 Image and video hosting by TinyPic

نامه هایم را برای پاره کردن نوشه ام

می توانی بسوزانیشان

حرفهایم را بی دلیل گفته ام

می توانی فراموششان کنی

ولی عشقم را از صمیم قلب بخشیده ام

نمی توانی دوستم نداشته باشی...

نوشته شده توسط عاشق ,

درباره وبلاگ
 
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
 

 
لیست دوستان

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
λοωε ↔ Њατε
عاطفی
ابی حامدی
گوگوش
سیاوش قمیشی
شادمهر عقیلی
داریوش اقبالی
غزل فروش بی نقاب(آبجی خاطره ی خودم)
تقدیم به تو که هنوز مغروری(آبجی فرهناز)
سیمین جان
این هم احتمالا می گذره
اهل حال(منا)
تاپ فيلم
راز دل دختر تنها
ما دو تا گليم
فرشته
بي تو هرگز
اخبار سايت بلاگفا
بيا ببين خاطرات قلبم چي ميگه؟.(نيلوفر)
عاشقانه دوستت دارم
مريم
مرگ يك عاشق
ايران سرزمين هميشه جاويد
پيشي و جوجو
ابي ارام بلند
روشنایی کوچک(آبجی روشنک)
چه بهونه اي از تو قشنگ تر؟
تئاتر حرفه اي
شقايق هاي عاشق
آشيانه(آبجي لادن)
عشق مهستی
دنیای کوچک سیندرلا
دختری از کهکشان تنهایی
آبجی نارسیسا جونی
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com