تبليغاتX
ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

eshgheyasin

عاشق

eshgheyasin

http://eshgheyasin.blogfa.com

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
به نام انکه عشق را در نگاه و اشک را در انتظار افرید.

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

ستاره ی سوخته wwe.setereye_maghreby.com
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

به نام انکه عشق را در نگاه و اشک را در انتظار افرید.
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  قصه ی عشق
مرتبط با : شعر
ارسال شده در: دوشنبه بیستم خرداد 1387

 

قصه عشق

 

با تو ، به عشق تو ، یک قصه دیگر ، قصه من و تو !


با تو ، در کنار تو ، قصه از نو ، نفسی دیگر !


یک نفس تازه از یک دیدار عاشقانه ، از نگاه مهربان تو به چشمهایم!

 

با تو بودن خاطره ایست همیشه ماندگار ، اما بی تو بودن قصه ایست از یک روز تلخ که

 

 از ذهن فراموش شده ، اما از دل بیرون نمیرود و اعماق دل را میسوزاند!


با تو ، همیشه با تو ، تا آخرش با تو ، حتی لحظه مرگم نیز با تو... چقدر شیرین است!


شیرین است به شیرینی طعم بوسه های تو !

 

با تو ، در آغوش تو ، قلبم برای تو تا ابد ، تا آن لحظه که دیگر طلوعی را نخواهم دید

 

 تو را میبینم که زندگی منی ، یک غروب شیرین ، از یک زندگی عاشقانه ، زندگی که 

 

عشقمان در آن پا برجاست  ، لحظه های گرمیست ، به گرمی آغوش مهربان تو !


بگذار قصه من و تو نیمه تمام بماند ، تا آنجا که داستان میگوید ما در کنار همیم و چند

 

صفحه سفید از این کتاب ، یعنی چند صباح دیگر تا ..........از عشق هم مردن!


قصه من و تو حقیقتیست بی پایان ....

 

یکی بود ، یکی نبود .... تو بودی و من نبودم !

 

زیر گنبد کبود .....  تو بودی و من نیز آمدم !


حالا دیگر تو هستی و یک مجنون !


قصه من و تو اگر قصه است ، به این خاطر است که مثل من و تو کسی نیست عاشق

 

باشد و دیوانه !


یک عشق پاک ، دو قلب ساده و یکرنگ سرگذشت دو عاشق از امروز تا لحظه مرگ

 

قصه ایست از من و تو !


بهتر است که در پایان این کتاب نوشته شود ::: این داستان تا ابد ادامه دارد !


تا ابد ، با تو ، در کنار تو ، به عشق تو ادامه دارد  قصه من و تو
!

 

 

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  فصل عریان عشق
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: دوشنبه بیستم خرداد 1387

 

فصل عریان عشق

 

فصل عریان عشق...

اگر یک سال چهار فصل دارد ، اگر یک سال زمستانی دارد ، تابستانی دارد !

بهار من که گذشت ، همه فصل هایم به رنگ خزان است !

رنگ بهار را از یاد برده ام ، تو رفتی و تا به امروز شکوفه ای در زندگی ام ندیده ام..

تو رفتی و طوفان جدایی آمد و خاطره های سبز زندگی ام را با خود برد ....

کجاست حتی یک برگ از آن خاطره های سبز؟

تو رفتی و فصل سرد وجودم آمد، فصلی عریان ، گونه ای پریشان ، چشمی گریان!

اگر در قلبم تنها تو را دارم ، هنوز هم باور دارم که باز هم تو را دارم ،اما من دیگر تو را در

کنارم ندارم!

فصل عریان زندگی آمد ، فصلی که دیگر رنگ امید در آن نیست !

شاید رنگ زرد نا امیدی ، یا رنگ سیاه تنهایی به چشم بیاید!

به امید شکفتن غنچه ای در تنها گلدان باغچه قلبم نشستم اما افسوس که باران عشق

نیامد و آن شاخه نیز خشک شد !

اگرچه این فصل ها بی رنگ و روست ، بی عطر و بوست اما همچنان همه فصلها برایم

زیباست زیرا هنوز عشق تو در دلم زنده است و با عشق تو زندگی میکنم!

اگرچه رفتی و مرا با کوله باری از غم و غصه تنها گذاشتی اما هنوز به انتظار بهار

نشسته ام ، بهاری که دیدن آن برایم یک رویاست

شاید در این فصلها ، فصل سبز عشق فرا برسد ، شاید تا ابد نیز این فصلها همه یک

رنگ به همین رنگ ، رنگ نا امیدی ، رنگ جدایی باقی بماند

فصل عریان عشق ، فصل غم انگیز سالیست که تو را هنگام دیدار آخر در میان سیل

اشکهایم میدیدم!

هنوز چهره خیس تو در چشمانم نقش بسته است ، هنوز دستهای گرم تو درون

دستهایم یخ زده است !

شاید این اولین و آخرین فصل عشق باشد

ساعتها یک ساعت به عقب کشیده میشود، امروز نیز بی تو همان فصل عریان دیروز

است !

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  نفس نفس زنان
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: دوشنبه بیستم خرداد 1387

 

 

 نفس نفس در پی توام

 

 

قدم زنان ، نفس نفس در پی توام

با هر نفس به عشق تو زنده ام !

تو را می سپارم به قلبم ،حالا تو هستی و یک مجنون !

مجنونی که هیچگاه از عشقت خسته نمی شود !

با آن چشمهای زیبایت مرا ببین ، ببین که چه بچگانه به آن چشمهایت خیره میشوم!

وقتی در کنارمی قلبم تند تند میتپد ، دستت را بر روی قلبم بگذار و حس کن که چه

عاشقانه برای تو میتپد !

بشنو صدای نفسهایم را که با هر نفس میگویم دوستت دارم عزیزم !

بگذار با عشق تو زندگی کنم ، بگذار در کنار تو با آرامش عاشق بمانم !

مرا در دام تنهایی نینداز ، به خدا دیگر طاقت یک لحظه دوری تو را ندارم !

قدم زنان ، نفس نفس به دنبال تو می آیم !

من که احساس خستگی نمیکنم تا آخر دنیا با تو می مانم !

بگذار دستانت را بفشارم ، آن دستهای گرمت را از من جدا نکن !

مرا ببین ، عاشقتر از من کسی نیست ! کسی نیست که با تو و پا به پای تو در جاده

های زندگی تا آخرین نفس همسفرت بماند !

بگذار همیشه با تو باشم ، یک لحظه نیز از تو دور نباشم!

میخواهم از با تو بودن خاطره تلخ به جا بماند ، نمیخواهم به یاد تو باشم ، آرزو دارم

همیشه در کنار تو باشم !

من که همیشه به یاد توام ، لحظه به لحظه در آرزوی دیدن توام

من که دوری تو را تحمل میکنم ، قلبم نا آرامم را به خاطر تو آرام میکنم!

این لحظه های عاشقی برای ما پایانی نخواهد داشت !

با تو باشم ، یا بدون تو من یک عاشقم ! عاشق تو ، عاشق آن قلب مهربان تو!

زندگی ام ، قلبم ، عشقم تا ابد به نام تو خواهد بود عزیزم !

قدم زنان نفس نفس در پی توام ، با هر نفس به عشق تو زنده ام

قدم زنان نفس نفس به دنبال تو می آیم ، من که احساس خستگی نمیکنم

تا آخر دنیا با تو می مانم ...

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  اشک
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: دوشنبه بیستم خرداد 1387

1 اگر اشک بودم با چشمان خیسم دستان تو را می بوسیدم

اگر عشق بودم در قلب مهربانت خانه ای پیدا می کردم  

اگر یاد بودم ... یاد تو را همیشه داشتم

 

 عشق من دوستت دارم

نوشته شده توسط عاشق ,

  مدد از عشق
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: دوشنبه بیستم خرداد 1387

           

             ای عشق مدد کن که به سامان برسیم       

              چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم        

        یا من برسم به یار یا  یار به من

 یا هر دو بمیریم به پایان برسیم 

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  تاهمیشه
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: چهارشنبه یکم خرداد 1387

هميشه اينگونه بوده است:

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني.  

پيش ازآنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي 

 مثلپروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين

به دورخود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي .

 

هميشه اين گونه بوده است:

کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي

 از او در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز روزهاي زيادي بايد

با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي.

 

هميشه اين گونه بوده است:

وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز پيراهن خوشبختي را کا ملا بر تن نکرده اي

، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي  ناباورانه او را در کنارت نمي بيني ، 

فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت تا صورتت را 

 پر از بوسه و نور کند .

 

هميشه اين گونه بوده است:

او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که نام روزها را فراموش ميکني ،

از عقربه هاي ساعت ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد.

نوشته شده توسط عاشق ,

  گذشتن
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: چهارشنبه یکم خرداد 1387

 

چه زيبا گفتم دوستت دارم!            چه صادقانه پذيرفت                  چه فريبنده آغوشم برايت باز شد

 چه ابلهانه با تو خوش بودم!   چه کودکانه همه چيزم شدي!  چه ناجوانمردانه نيازمندت شدم

 چه زود به خاطريک کلمه مرا ترک کردی

             چه حقيرانه واژه غريبه خداحافظي به من آمد 

                               چه بيرحمانه من سوختم

                                     ولی    هنوزهم دوستت دارم

 

نوشته شده توسط عاشق ,

  فاصله
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: چهارشنبه یکم خرداد 1387

سردي نگاهُ بشکن
                    فاصله سزاي ما نيست
تو بمون واسه هميشه
                    اين جدايي حق ما نيست
بودن تو آرزومه
                    حتي واسه يه لحظه
مي ميرم بي تو
                   خوندن من يه بهونه است
يه سرود عاشقونه است
                     من برات ترانه مي گم
تا بدوني که باهاتم
                     تو خود دليل بودنم
بي تو شب سحر نمي شه
                      مي ميرم بي تو

نوشته شده توسط عاشق ,

  دلتنگ
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: چهارشنبه یکم خرداد 1387

                         

دلم بد جوري واست تنگ شده ...! نمي دونم کجا پيدات کنم .

کجا دنبالت بگردم . منو عاشق خودت کردي و رفتي ...؟؟             

مي دونم که خيلي از آدماي بهتر از من تو رو دوست دارن          ...!

ولي منم خيلي دوستت دارم ...! من که از ديدنت محرومم ...!

ولي با اين حال يه لحظه هم از فکرم بيرون نميري.

نوشته شده توسط عاشق ,

  دلم گرفت
مرتبط با : عشقولانه
ارسال شده در: چهارشنبه یکم خرداد 1387

 دلم گرفت ای هم نفس

               پرم شکست تو این قفس

                تو این غبار تو این سکوت                        

             چه بی صدا نفس نفس      

     از این نامهربونیا دارم از غصه میمیرم      

   رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم      

نوشته شده توسط عاشق ,

درباره وبلاگ
 
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
 

 
لیست دوستان

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
λοωε ↔ Њατε
عاطفی
ابی حامدی
گوگوش
سیاوش قمیشی
شادمهر عقیلی
داریوش اقبالی
غزل فروش بی نقاب(آبجی خاطره ی خودم)
تقدیم به تو که هنوز مغروری(آبجی فرهناز)
سیمین جان
این هم احتمالا می گذره
اهل حال(منا)
تاپ فيلم
راز دل دختر تنها
ما دو تا گليم
فرشته
بي تو هرگز
اخبار سايت بلاگفا
بيا ببين خاطرات قلبم چي ميگه؟.(نيلوفر)
عاشقانه دوستت دارم
مريم
مرگ يك عاشق
ايران سرزمين هميشه جاويد
پيشي و جوجو
ابي ارام بلند
روشنایی کوچک(آبجی روشنک)
چه بهونه اي از تو قشنگ تر؟
تئاتر حرفه اي
شقايق هاي عاشق
آشيانه(آبجي لادن)
عشق مهستی
دنیای کوچک سیندرلا
دختری از کهکشان تنهایی
آبجی نارسیسا جونی
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com